«حوالی ما توقف ممنوع است!»
خسته ام از جنس قلابی ِ آدم ها! هـی فلانی! راهت را بگیــرو برو ... * توقف ممنوع است* من؟! چه دو حرفیه وسوسه انگیزیست این من ! من فقط برای خودم هستم ...خوده خودم !؟مال خودم!؟ صبورم و عجول!!سنگین ...سرگردان ...مغرور با یک پیچیدگی ساده و مقداری بی حوصلگی زیاد!!! من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من من خودم هستم و تنهایی و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد و برای تویی که چهره های رنگ شده را می پرستی نه سیرت آدمی هیچ ندارم راهت را بگیر وبرو «حوالی ما توقف ممنوع است!»
حوالی دل من....
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392ساعت 12:50  توسط طاهر
|
